تبلیغات
Mr_Droopy - • دلـ ـتـ ـنـ ـگـ ـی

Mr_Droopy

• دلـ ـتـ ـنـ ـگـ ـی

vy05_12934981_1082037991859975_673623929_n.jpg

یک روزهایى هست، كه آدم نمیتواند تنهایى از پس اش بر بیاید
از همان روزهایى كه، دقیقه به دقیقه بغض قورت میدهی و با چشمانی خیس..
زیر باران..
پشت چراغ..
پیپ را روشن نگاه میداری..
و موزیکی پر از خاطره..
که سینه ات را چنگ میزند، ثانیه های عمر را میشماری..
گوشی ات را نگاه میکنی به امید یک پیام.
اما....

آهـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

لحظه ای بعد...
باصدای ماشین های دیگر، هوشیار میشوی و تا چهارراه بعد...

افسوس...
که دیگر دستم با تو نسبتی ندارد، 
که دیگر حلقه ای به نشان داشتنت در انگشتانش نیست،
که دیگر دلم با تو نسبتى ندارد، 
گاهی مى خواهد بایستد اما امیدی به اجبار نگه اش میدارد، 
 امید به دیدن چشمانِ مشتاق تو..
 شاید آنموقع كسى را ببیند، كه قلبش به تپیدن هاى عجولانه عادت ندارد..

آهـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ 

اما این آرزی محالیست.

راستش..
به ما آموختند، در روز های دوست داشتن خاطره بسازیم،
اما این را یاد ندادند که با دوست نداشتن های بعد از آن روزها چه باید بكنیم ..!!


[ یکشنبه 10 بهمن 1395 ] [ 00:00 ] [ مـ ـحـ ـمـ ـد ] [ نظرات() ]
نمایش نظرات 1 تا 30