تبلیغات
Mr_Droopy

Mr_Droopy

• عـ ـشـ ـق


ssme_tajrobenik9103dodast.jpg


آدم است دیگر..
عاشق میشود، ب دلیل اختلاف جدا میشود.
وارد زندگی دیگری میشود، عاشقش میکند، همسرش میشود اما خود، هنوز عاشق است.

آدم است دیگر..!!
عاشق باشد، حتی اگر بادیگری عقدی ببندد از جنس نکاح، باز هم عاشق است.
یکدفعه، بخاطر تلخ رویی دست میکشد از زناشویی و دل ب دلدار میسپارد.

آدم است دیگر..
میبیند ک زوجه اش عاشق است!!
‍‍ اما..
اما نمیتواند از او دست کشد.
چون عاشق است.
‍‍
٫٫ع‍ــش‍ــق٬٬ ‍‍

احساس عجیبیست.
اسیرش شوی پاره پاره ات میکند در سکوت پیرت میکند.
فولاد آب دیده هم باشی، در فراق ذوبت میکند.

ع‍ـش‍ـق را گویم..!!
ن انفعالات هورمونی، ن احساسی گذرا از روی نیاز، از روی تنهایی یا بی حوصلگی.
ع‍‍ـش‍‍ـق را گویم..!!

‍ آدم است دیگر..
بعد از جدالی خونین میان ع‍ــق‍ــل و دل تصمیم میگیرد ک نخواهد، درحالی ک دل، با جراحاتی عمیق، ملتمسانه مخالفت میکند اما.. ‍ ‍
تو میگذری از هرآنچه ک بود، خاطرات و خاطرات و خاطرات‌‌..
گویند جدایی عاشق از معشوق محال است.
٫٫حقیقت است٬٬

‍ این را زمانی میفهمی ک همسرت، معشوقت، تورا نه از بحر عشق بلکه در راه احساسی کودکانه ک عشق میپنداشت ترک گفت.
و تو..
تو مینشینی ب امید بازگشت..
اینجاست ک دلت ب عقلت گوید حال دیدی!؟

یکبار درعمر عقل خجل میشود و افسوس میخورد.

ه‍ـ ـ ـ ـ ـ ‍ـ ـ ـ ـ ـ‍ـی

مینشینی ب انتظار ک بازگردد اما..
اما چنین نمیشود و تو، با خبر ما شدنش با دیگری...
‍ خودمانی گویم ٫٫میشکنی، زمین میخوری ،، ‍
‍ ‍ روز ها میگذرد تا زمانی ک.. ‍
‍‍ رهگذری آید و گوید فلانی، دنیا ک نابود نگشته!
برخیزو خود احیا کن، آینده ای داری و سنی کم!!

ه‍ـ ـ ـ ـ ـ ‍ـ ـ ـ ـ ـ‍ـی

آدم است دیگر..
امیدوار میشود.
خود را احیا میکند و باز قدم برمیدارد اما ب زودی میفهمد ک زخمی ک خورده دردش، جایش و یادش فراموش نمیشود.

حال میدانم..
احساسات گذرا و نیاز های روحی، از کجا سرچشمه میگیرد ک فردی گر چ مجازی لاف عشق میزند، رابطه ای را شروع و هفته نشده پایان میدهد.

نصیحتت کنم؟

این روابط اگر شرو شود پایانی دارد،
دردی آشنا را احیا میبخشد و مجبور ب ادامه این روابط زنجیره ای میشوی.

حال اگر شروعی نباشد چه!؟
بخواهی و نتوانی چه!؟
آنگاه تو میمانی و حرفهایی پشت سرت، ک گاه درست و گاه تهمت است.

آدم است دیگر..
میخواهد درد نکشد‌.
اما من ب تو گویم چ کنی.
پندی از این پیر فرتوت گیر و بدان

٫٫صبر بر داغ عزیز بِه از هرزگی و بدنامیست٬٬‍
٫٫در انتظار عشق بنشین و صبوری کن٬٬ ‍‍
آی آدم ها..
عشق را با هوس هم نزنیم، ک گر چنین شد.
هر گبری لاف عاشقی زند. 



[ چهارشنبه 20 بهمن 1395 ] [ 01:00 ] [ مـ ـحـ ـمـ ـد ] [ نظرات() ]

• دلـ ـتـ ـنـ ـگـ ـی

vy05_12934981_1082037991859975_673623929_n.jpg

یک روزهایى هست، كه آدم نمیتواند تنهایى از پس اش بر بیاید
از همان روزهایى كه، دقیقه به دقیقه بغض قورت میدهی و با چشمانی خیس..
زیر باران..
پشت چراغ..
پیپ را روشن نگاه میداری..
و موزیکی پر از خاطره..
که سینه ات را چنگ میزند، ثانیه های عمر را میشماری..
گوشی ات را نگاه میکنی به امید یک پیام.
اما....

آهـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

لحظه ای بعد...
باصدای ماشین های دیگر، هوشیار میشوی و تا چهارراه بعد...

افسوس...
که دیگر دستم با تو نسبتی ندارد، 
که دیگر حلقه ای به نشان داشتنت در انگشتانش نیست،
که دیگر دلم با تو نسبتى ندارد، 
گاهی مى خواهد بایستد اما امیدی به اجبار نگه اش میدارد، 
 امید به دیدن چشمانِ مشتاق تو..
 شاید آنموقع كسى را ببیند، كه قلبش به تپیدن هاى عجولانه عادت ندارد..

آهـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ 

اما این آرزی محالیست.

راستش..
به ما آموختند، در روز های دوست داشتن خاطره بسازیم،
اما این را یاد ندادند که با دوست نداشتن های بعد از آن روزها چه باید بكنیم ..!!


[ یکشنبه 10 بهمن 1395 ] [ 01:00 ] [ مـ ـحـ ـمـ ـد ] [ نظرات() ]